76كه يك انسان، عبد و ديگرى ارباب مىشود. مانند: (B الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ... ) (بقره:178) كه در اينجا عبد به معناى غلام و نوكر است. همان طور كه مشاهده مىكنيد، قرآن، انسانها را به دو دسته تقسيم مىكند: حرّ و عبد. وهابىها، با خلط بين اين دو مفهوم عبد، به ديگران تهمت افكار شركآلود داشتن مىزنند.
ب) نامهايى مانند عبدالمطلب چه مفهومى دارد؟ آيا جناب عبدالمطلب جدّ اعلاى پيامبر(ص) ، حفر كننده چاه زمزم، كسى كه طواف را هفت شوط قرار داد و...، واقعاً مطّلب را مىپرستيد؟!
2. در اذن دخول يك زيارتنامه نيز، به همين مفهوم آمده است:
«يا مَوالِى يا أَبْناءَ رَسُولِ الله، عَبْدكُم وَ ابْن أَمَتِكُم...». كه به يقين هر بىسوادى متوجه مىشود كه اينجا مراد از عبد، پرستش نيست، چون بهدنبال آن آمده است و فرزند كنيز شما. اين واژه در قرآن نيز، به همين معنى كار رفته است:
(وَ أَنْكِحُوا الأَْيامي مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ) (نور: 32)
و دختران و غلامان و كنيزان درستكار خود را همسر دهيد.
مفهوم كلمه عبد، در زيارتنامهها و اشعار، به معناى مطيع، محبّ و مانند آن است و نوكر و مطيع اهلبيت پيامبر(ص)