60است و فقط خود خداوند مىتواند آن را، به هركه شايسته باشد و مشيّت او تعلّق گيرد، بسپارد. در آيه 124 سوره بقره، اين مطلب كاملاً روشن است: (B إِنِّي جٰاعِلُكَ لِلنّٰاسِ إِمٰاماً. .. لاٰ يَنٰالُ عَهْدِي الظّٰالِمِينَ ) و در جاى ديگر مىفرمايد: (B اللّٰهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسٰالَتَهُ ) (انعام: 124) .
طبرى مىنويسد: يكى از رؤساى قبايل، بيعت و پيروى خود از رسول اكرم(ص) را، مشروط به واگذارى امامت، بعد از آن حضرت به خودش كرد. پيامبر(ص) در پاسخ او فرمود: «امر رهبرى و امامت، مربوط به خداست، و خداوند هر كس را كه شايسته بداند، به اين مقام برمىگزيند». رئيس قبيله، نااميد شد و براى پيامبر(ص) پيغام فرستاد كه اين قابل قبول نيست. من رنج و دشوارى را تحمل كنم و رهبرى آينده از آن ديگرى باشد. 1
بنابراين، پيامبر(ص) چنين اجازهاى را نداشت كه از طرف خود، كسى را به عنوان خليفه خود و امام مردم تعيين كند، تا چه رسد به مردم، كه گروهى جمع شوند و اين كار را كنند.
5. معيار امامت، شايستگى ذاتى است، نه انتساب به خانواده خاص.
اما اينكه همه امامان به اجماع شيعه و سنى از شايستگان