47احتراماند و نبايد بين آنها فرق گذاشت، منافات ندارد؟ اگر بتوان معاويه و مروان داماد و وزير عثمان را گمراه دانست، پس چرا نتوان برخى ديگر از اصحاب كه منافق، گمراه و گنهكار بودهاند را، مورد تخطئه قرار داد؟ بههرحال، اين مطلب با باورهاى اهلسنّت، منطبق نيست كه همۀ صحابه را عادل و مجتهد مىدانند و سعى مىكنند به نوعى اشتباهاتشان را توجيه كنند.
3. برپايه معيارهاى اهلسنّت، چه تفاوت اصولى بين خلافت اين پنج نفر و خلافت ساير خلفا وجود دارد؟ آيا بين خلافت عثمان و معاويه، مىتوان تفاوتى در شيوه حكمرانى آنها قائل شد؟ معاويه، بيتالمال را به دلخواه خود مصرف مىكرد، عثمان نيز چنين مىكرد. معاويه در نصب حكّام، مراعات معيارهاى اسلامى را نمىكرد. خليفه سوم نيز وليدبن عقبه را به حكومت كوفه نصب كرد و ... . بله معاويه كاخنشين بود ولى عثمان اينگونه نبود.
4. اگر كاخنشينى، دليل بر گمراهى و تبديل خلافت به پادشاهى است، اين امر در زمان عمر و عثمان نيز، اتفاق افتاده بود، پس، چرا معاويه را به خاطر كاخنشينى توبيخ نكردند، در حالى كه مىدانستند معاويه كه منصوب از سوى خودشان است، در كاخ سبز زندگى مىكند و شاهنشاهى تشكيل داده