129آنگاه فرمود: « أ لست أولي الناس بالمؤمنين من أنفسهم ؟ » 1؛ «آيا من نسبت به مؤمنين از خودشان صاحب اختيارتر نيستم؟»
مردم گفتند: «خدا و رسولش آگاهترند». حضرت، دست اميرمؤمنان(ع) را بلند كرد، به حدى كه زير بغل حضرت آشكار شد و فرمود:
... أَنَا أَوْلَى بِهِم مِنْ أَنْفُسِهِم فَمَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ.
... صاحب اختيارتر از مردم بر خودشان من هستم. پس هر كه من مولاى اويم، على مولاى او است.
اين جمله را سه بار تكرار كرد. 2
آنگاه دست به دعا بلند كرد و گفت:
أَللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ، أَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُ، وَ أَبْغِضْ مَنْ أَبْغَضَهُ، وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ، وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ. 3
و پيش از آن كه مردم متفرق شوند، جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد:
(الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ