110دو اين سخنان، تلاشى براى توجيه آنچه بعد از رحلت پيامبر(ص) اتفاق افتاده است، ميباشد وگرنه روح آيين اسلام با اين حرفها سازگار نيست.
سه از نظر شيعه، امر امامت امرى انتخابى نيست، بلكه همانگونه كه مردم در انتخاب پيامبر(ص) نقشى ندارند در گزينش امام نيز، ازخود اختيارى ندارند؛ زيرا امام، بايد داراى عصمت و علم لدنى باشد و هيچكس جز خداوند، قادر نيست مصداق اين شخص را معرفى كند؛ زيرا جز خدا، هيچكس نمىتواند از وجود عصمت در كسى آگاه باشد. بنابراين، امامت تنها از طريق نص، تعيين مىشود.
همچنين از نظر قرآن، حكومت و حاكميت از آن خدا است و اوست كه حاكم را انتخاب مىكند: (B إِنِ الْحُكْمُ إِلاّٰ لِلّٰهِ *) ؛ «حكومت نيست مگر از آن خداوند.» (انعام: 57؛ يوسف: 40و 67)
در آيه ديگرى مىفرمايد:
(يٰا دٰاوُدُ إِنّٰا جَعَلْنٰاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النّٰاسِ بِالْحَقِّ ) (ص: 26)
اى داود ما تو را خليفه بر روى زمين قرار دادهايم، پس بين مردم به حق حكومت كن.
در آيۀ 124 سوره بقره، امر امامت را عهد خود مىداند كه فقط به معصوم مىرسد و در آيۀ ولايت نيز، ولّى مردم را،