73تابش آفتاب و باران پوسيده شود، برافراشته باقى مىماند.» 1در دزفول رسم بود كه: «هر كس قصد زيارت خانۀ خدا را داشت، در روزهايى كه براى خداحافظى و حلاليت طلبيدن نزد اقوام و دوستانش مىرفت، پارچهاى سبز رنگ به رسم هديه، به زنهاى خانواده، خلعت مىداد؛ سپس اين پارچه، دوخته مىشد و در روز هشتم ماه ذىالحجّه، مجلس شادى در خانۀ حاجى برپا مىگشت و تمام همسايهها، آشنايان، دوستان و اقوام حاجى، شركت مىكردند. در اين روز تمام لباسهاى زن و دختر حاجى بايد سبز رنگ بوده و روسرىهاى پولكدار بر سر مىكردند. همچنين يك زن دايرهزن نيز خبر مىكردند تا اشعارى را با ضربِ دايره بخواند:
آسارا زِلازِل حَجّى رَسيدَ منزل
s
r
zel
zel hajji rasida menzel
آسارا يكه دو تا حَجّى رَسيد خونِه خدا
s
r
yeke dot
hajji rasid xone xod
حَجّى وا خوتو مورِت hajji va xoto moret
بيونتَ وَ نى دورِت 2 beyounta va ni doret
بدين ترتيب تا هنگام ظهر كه وقت ناهار خوردن