61اينكه مسافر را از زير قرآن مىگذراندند، هديهاى شامل يك جلد قرآن، جعبههايى از گز يا قوطىهاى مسقطى و يا مقدارى پسته به عنوان سرراهى به او هديه مىكردند و مسافر نيز موظف بود براى هديه دهنده سوغاتى بياورد و به او ثابت كند كه در سفر به يادش بوده و محبتش را فراموش نكرده است. مسافرين پس از عبور از زير آينه و قرآن، قرآن را مىبوسيدند و در آينه نگاه مىكردند و با حبهاى قند يا كُفتى (جرعهاى) شربت دهانشان را شيرين كرده دستشان را روى ظرف آرد يا قرص نانى كه به عنوان صدقه، پاى آينه و قرآن گذاشته بودند، مىزدند و بدون اينكه پشت سرشان را نگاه كنند، راه مىافتادند. قديمىها عقيده داشتند كه مسافر پس از عبور از زير آينه و قرآن، نبايد به خانه بازگردد و پشت سرش را نگاه كند و اگر مسافرى چنين كارى را انجام مىداد جهت برطرف شدن خطر احتمالى، دوباره از زير آينه و قرآن تا مىشد (عبور مىكرد) و بعد كاسهاى از آب و سبزى را پشتسرش مىپاشيدند به اميد اين كه سفرش بخير بگذرد و به سلامتى به خانهاش برگردد.» 1در روستاى بهمن از توابع آباده به اين رسم اين گونه عمل مىكردند:«صبح زود هنگامى كه صداى بوق اتوبوس بلند مىشد، زائران از خانه بيرون مىآمدند و همۀ مردم دِه، از پير و جوان براى بدرقۀ