45در حمام ميل مىكردند. كشيدن قليان در حمّام به اين دليل بود كه دود آن را به دست و پاها بدمند تا حنا پررنگتر شود و دوام بيشترى پيدا كند و در طول سفر، رنگ آن از بين نرود. حنا بستن در بين مردمِ اين ديار، اهميّت خاصّى داشت. اين سنت در بين مرد و زن رايج بود و همانگونه كه خانمها نسبت به رنگ مو و حناى (سرانگشتى) توجه داشتند، آقايان نيز به رنگ مو و محاسن خويش اهميت مىدادند.
آن سالها، استحمام در حمام هاى عمومى انجام مىشد و اوستاى حمام با توجه به موقعيّت مشتريان، وظايف خاصى داشت، اوستا موظف بود هنگام خروج زائر از حمام او را از زير آينه و قرآن تا كند (بگذراند) و در مراجعت نيز به ديدار وى رفته، سوغاتىاش را دريافت نمايد و مشترى مىبايست پولى را به عنوان انعام، پاى (كنار) آينه و قرآن بگذارد و از دستاندركاران حمّام، خداحافظى كرده بحل بودى بطلبد (حلاليت بطلبد) ، نيمى از انعام، به اوستا تعلق مىگرفت و نيم ديگرش به طور نامساوى بين دلاك و پادو تقسيم مىشد. انعام، كارى به سوغات نداشت. بنابراين مشترى موظف بود براى افراد مذكور سوغات بياورد، كه البته در اين مرحله نيز بهترين سوغاتى نصيب اوستا مىشد و دلاك و پادو سهم كمترى مىبردند. در بين خانمها، انعامدادن به آرايشگر و فرستادن يك كلهقند، براى خياطى كه لباس احرام را