37خود جمع مىكند و ضمن كشيدن قليان، نوشيدن چاى، صرف شيرينى و گفت و شنود، از همۀ آنها «حلال بودى» 1 مىطلبد و به آنها مىگويد: اگر بدى يا ناراحتى از من ديدهايد، مرا ببخشيد و حلال كنيد، سپس دست يك يك آنها را مىگيرد و حاضران در پاسخ مىگويند: «حق حلال، خَشُت بيتِ» ( haq hal le xa ot bite) ؛ يعنى از حقّ خودم گذشتم، برو خوش باش و مهمانان پس از گفت و شنود عادى، دربارۀ زيارت، حرم، كعبه و خانۀ خدا صحبت مىكنند و براى مسافر دعا مىكنند و از خداوند، سلامتى او را خواستار مىشوند.» 2ميان اهالى بندر انزلى: «وقتى كسى تصميم مىگرفت به زيارت مشهد مقدس يا كربلا نائل شود، وليمه مىداد. وليمه دادن، دعوت كردن عدهاى از مردم براى شام بود. بعد از صرف شام، مردم، نذورات خود را به زائر، مىدادند و هنگام خداحافظى، شخص زائر از يكايك آنها "رضايتمندى" مىگرفت.» 3در زنجان، وقتى روز حركت كاروان حج، براى زائر مشخص مىشد: «خانوادۀ زائر وسايل پذيرايى ميهمانان را تدارك مىديد و از چاووشخوان دعوت مىكرد كه به پشت بام رفته و با صداى بلند، به