205عيد قربان، بعد از ذبح گوسفند» موكول مىكردند. 1 بنابراين، تا هنگامى كه خون قربانى به زمين ريخته نمىشد شخص به سفر نمىرفت؛ اما بعد از ذبح، با خاطرى آسوده مسافرت انجام مىشد. آخرين شب سال يا به اصطلاح شب سال تحويل، سفر نمىكردند و بر اين عقيده بودند كه آشيونه مىچِره «خانواده از هم مىپاشد».
در هنگام سفر اگر كسى عطسه مىكرد يا به اصطلاح صبر مىزد، به فال بد مىگرفتند و جهت رفع بلاى صبر، دقايقى مىنشستند و كفشها را از پاى درآورده و 7 صلوات مىفرستادند و با گفتن يا مشكلگشا، يا صاحب صبر، از خانه خارج مىشدند. اما اگر كسى به آمدن صبر بىتوجهى نشان مىداد و برحسب اتفاق، دچار حادثهاى مىشد چنين مىگفتند: فلانى پا رو سِرِ صبر گذاشته و پشت به صبر كرده به همين دليل هم پاش خورده (يعنى به صبر اعتنا نكرده به همين علت، عواقب آن را ديده است) .
با توجه به اين عقايد، روز و ساعت مناسبى را جهت مسافرت انتخاب مىكردند و بدون دلهره و اضطراب راهى سفر مىشدند، به اين اميد كه بهترين سود سفر؛ يعنى سلامتى را با خود برگردانند.
اگر بچه يا بزرگى به بهانههاى مختلف، گريه مىكرد، آن را به فال بد مىگرفتند و يقين داشتند