159كه فلان روز، زوّار وارد مىشوند. در روز موعود استقبالكنندگان گروه گروه به بيرون شهر مىرفتند تا بستگان خود را در آغوش گرفته و به آنها زيارت قبولى بگويند.» 1در گُميشان: «دو سه روز قبل از رسيدن حجاج به تهران، چند نفر از فاميلهاى هر حاجى، براى استقبال به تهران مىرفتند؛ سپس در روز ورود حجّاج به تهران، يكى از فاميلها چيزى را از حاجى به عنوان نشانى 2 مىگرفت و سريعتر به آبادى بازمىگشت تا خانوادۀ زائر را از سلامتى و ورود حاجى به تهران، با خبر سازد. بعد از آنكه بُشگلچى ( bo gel i) بازگشتِ زائر را به خانوادهاش خبر مىداد، هديۀ خوبى به عنوان مژدگانى، 3 دريافت مىكرد؛ آنگاه خبر ورود حاجى را به ساير اقوام مىداد و از آنها نيز مژدگانى مىگرفت.» 4
در كاورد سارى: «وقتى زائران به نزديكى شهر يا آبادى خود مىرسيدند، يك نفر را به عنوان قاصد كه به زبان محلى، به آن مشتغالچى ( mo taqal ف i) مىگفتند، روانۀ محلّ خود مىكردند و نامهاى به او مىدادند تا به فرزندان و خانوادۀ زوّار نشان دهد. قاصد هم كه اين خبر خوش را به خانوادۀ زائر مىداد، از سوى آنان پذيرايى مىشد.» 5