89 مرحوم آيت اللّٰه العظمى مرعشى نجفى رحمه الله به نقل از يكى از علماى بزرگ نجف مىگويد:
مشكل بزرگى برايم پيش آمد و طبق معمول، كبوتر نياز به سوى پرچين نيايش پرواز دادم و براى حاجت روا شدن به مسجد جمكران رفتم و از امام زمان(عج) خواستم تا از خدا بخواهد مشكلم را حل كند. چندين بار به مسجد جمكران مشرّف شدم، ولى هيچ نتيجهاى نگرفتم. روزى هنگام نماز گزاردن آنجا، دلم شكست و بعد از نماز خدمت امام زمان(عج) عرض كردم: آيا جايز است كه در منزل شما و در مسجد شما باشيم، ولى پاسخ مرا ندهيد؟ آيا درست است در منزل شما به ديگرى متوسل شوم؟ شما امام من هستيد. درست نيست با وجود امام، من به علمدار امام حسين عليه السلام متوسل شوم و او را شفيع قرار دهم!
از شدت ناراحتى، بعد از نماز، در حال خواب و بيدارى فرو رفتم. ناگهان وجود تابنده امام زمان(عج) را زيارت كردم. بىاختيار سلام دادم. حضرت با محبت پاسخ داد و فرمود: نه تنها با وجود من، توسل تو به عباس عليه السلام ناپسند نيست، بلكه خوشحال هم مىشوم و خودم تو را براى توسّل به او راهنمايى مىكنم كه چگونه حاجت خود را از او بگيرى؛ زيرا او مقام بلندى نزد ما دارد. هر گاه از او حاجت خواستى،