118جماعت برپا گرديد. امام جماعت اين آيه را خواند: وَ لاٰ تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا... عبدالعزيز به طرف امام جماعت حمله برد و او را كتك زد و گفت: اى خبيث، تو را به سياست چه كار؟ آيۀ ديگر پيدا نمىشد كه بخوانى؟!
س: بحران جديد
پس از آن كه بر جنبش الاخوان، غلبه كرد و مخالفت بزرگان را فرو نشانيد، در سال 1348ق. دچار بحران اقتصادى سنگينى شد، به طورى كه حجّاج در آن سال به چهل هزار نفر تقليل پيدا كردند و ساكنان حجاز دچار گرسنگى شدند و از حجاج يارى طلبيدند تا كمكى به آنها كنند. آنان از مازاد غذاى حجاج و نيز از پوست ميوهها، براى ادامۀ حيات استفاده مىنمودند.
عبدالله فيلبى مىنويسد:
اضطراب و پريشانى بر ملك عبدالعزيز غلبه نمود، به طورى كه در يكى از روزها پرده از اين اضطراب برداشته، گفت: ما با فاجعۀ اقتصادى مواجهيم به طورى كه تمام بلاد را در برگرفته است.
وى گويد: من به عبدالعزيز گفتم: شهر تو مملوّ از گنجهاى مدفون از قبيل نفت و طلاست و تو عاجز هستى از اين كه آن گنجها را بيرون آورى و از طرفى به ديگران هم اجازه نمىدهى تا از طرف تو به اكتشاف بپردازند. عبدالعزيز در جواب گفت: اگر من كسى را پيدا كنم كه