114ديدار از كشورهاى اروپايى به فرنگ فرستاد، براى جنگ، از ماشينها و تجهيزات مخابراتى كه از ساختههاى اروپايىها بود، استفاده مىكرد. همۀ اينها بدعتهايى بود كه الاخوان او را بدان متهم مىكردند. الاخوان معتقد بود كه عبدالعزيز بايد به دولتهاى همسايه مثل عراق و اردن حمله برد و كشورهايشان را جهت انتشار آيين وهابيت اشغال كند.
صاحب كتاب تاريخ نجد مىگويد: الاخوان عبدالعزيز را مشكل ديگرى براى خود مىديدند؛ از اين رو عليه او طغيان كرده، مردم را نيز مجبور به شورش مىكردند. الاخوان به راحتى با كسانى كه از آنها تبعيت نمىكردند، جنگيده، آنها را تكفير كرده، مال و اموالشان را به يغما مىبردند و به باديهنشينهايى كه يارىشان نمىكردند، مىگفتند: تو اى باديهنشين، مشرك هستى و خون و مالت هدر مىباشد. از اعمال و جناياتشان چنان ترسى در دل مردم پديد آمده بود كه مردم احساس امنيت نمىكردند.
صاحب
تاريخ المملكة العربيّة السعوديّه مىنويسد: الاخوان مخالف علم و تكنولوژى بودند و هرگونه صنعت جديد را شرك و كفر قلمداد مىكردند؛ مثلاً در مورد تلفن، تلگراف، ماشين، ساعت و آهنربا مىگفتند: اينها سحرى هست كه شيطان انجام مىدهد، از به كارگيرى اين وسايل و انتشار آن جلوگيرى كرده، بدين ترتيب مانع