132
«مَا وَحَّدَهُ مَنْ كَيَّفَهُ وَ لا حَقِيقَتَهُ أَصَابَ مَنْ مَثَّلَهُ وَ لا إِيَّاهُ عَنَي مَنْ شَبَّهَهُ وَ لا صَمَدَهُ مَنْ أَشَارَ إِلَيْهِ وَ تَوَهَّمَهُ كُلُّ مَعْرُوفٍ بِنَفْسِهِ مَصْنُوعٌ وَ كُلُّ قَائِمٍ فِي سِوَاهُ مَعْلُولٌ فَاعِلٌ لا بِاضْطِرَابِ آلَةٍ مُقَدِّرٌ لا بِجَوْلِ فِكْرَةٍ غَنِي لا بِاسْتِفَادَةٍ لا تَصْحَبُهُ الْأَوْقَاتُ وَ لاتَرْفِدُهُ الأَدَوَاتُ سَبَقَ الأَوْقَاتَ كَوْنُهُ وَ الْعَدَمَ وُجُودُهُ و... 1
به توحيد نرسيده كسى كه براى او كيفيت قايل شود - چون تكيّف داشتن، مستلزم تثنيه و ثنويّت است و با توحيد منافات دارد- و كسى كه براى او مثال قرار دهد، به حقيقت او پى نبرده است- چون در قرآن دربارۀ توحيد آمده: (لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ) 2؛ پس براى خدا تمثيل نمودن به خطا رفتن و به غير او رسيدن است - و هر كس خداوند را شبيه چيزى بداند، به مقصد نرسيده است- اگر به گونهاى خدا را وصف كند كه تشبيه لازم آيد، مخلوق، او را قصد كرده است، نه خود او را ، چون او شبيه هيچ چيزى نيست؛ لذا مبتلاى به تشبيه در مسير معرفت خدا حركت نكرده و مقصد را گم كرده است- و آن كس كه به او اشاره كند يا بخواهد او را در وهم و انديشۀ خود آورد، او را قصد نكرده است.
موجودى كه كنه ذات او شناخته شود، مصنوع و مخلوق است - و خدا قابل اكتناه نيست- و چيزى معلول است كه قيام او به ديگرى باشد، نه علّت آفرينش كه به خود