108«روز قيامت، شخصى از خداوند چيزى مىخواهد و خدا به او عطا مىكند و از او تعهّد مىگيرد ديگر چيزى از او نخواهند، لكن او بر تعهّدش عمل نمىكند و دوباره از خداوند چيزى مىخواهد تا اين كه به درب بهشت نزديك مىشود، همين كه صداى اهل بهشت را مىشنود عرضه مىدارد: خدايا من را وارد بهشت گردان.
خداوند مىگويد : اى پسر آدم! چيست كه تو را راضى كند. اگر دو برابر دنيا را به تو بدهم، راضى مىشوى؟ او مىگويد: خدايا، تو كه خداى عالميانى من را مسخره مىكنى؟ اينجاست كه خداوند مىخندد و مىگويد: من تو را استهزا نمىكنم!؟ 1نقد: اوّلاً اين تعبيرها نسبت