78روايتش احتجاج نمىكنند و نسايى نيز او را قوى نمىداند. 1در سند سوم «محمد بن ابراهيم بن حارث بن خالد تميمى» است كه احمد بن حنبل او را تضعيف كرده است. 2در روايتى ديگر، ابن ماجه به سندش از عبدالرحمان بن ابى ليلى از بلال نقل مىكند كه فرمود:
«رسول خدا در اذان فجر به «تثويب» دستور داد.» 3اين در حالى است كه حديث منقطع است؛ زيرا ابن ابىليلىٰ متولد سال هفده است و بلال به سال بيست يا بيست و يك در شام از دنيا رفته است. پس چگونه ممكن است باكمى سن و دورى ديار، از بلال حديث نقل كرده باشد. از سندهاى ديگرى نيز رواياتى در اثبات تثويب آمده كه هر كدام از آنها به نوعى از نظر سندى ضعف دارند. از سوى ديگر، اين روايات با يكديگر معارضند و ارجاع همه به يك معنا ممكن نيست. در برخى مىگويند: عبداللّٰه بن زيد در خواب ديد». بعضى مىگويند: «بلال آن را در اذان اضافه و پيامبر تقرير كرد.»
دستهاى مىگويند: «عمر بن خطاب به مؤذن دستور داد تا آن را در اذان صبح قرار دهد.» چگونه با اين اختلاف در روايتها مىتوان به تثويب امر كرد. به جز آن، ائمه هدى نيز آن را مردود مىشمارند. شيخ طوسى در حديث صحيح از معاوية بن وهب نقل كرده است كه از امام صادق عليه السلام دربارۀ تثويب پرسيدم كه بين اذان واقامه گفته