146
رجعت از نگاه عقل
از ديدگاه اسلام و آيينهاى ديگر الهى، جوهره انسان را روح مجرد وى تشكيل مىدهد كه از آن به نفس نيز تعبير مىشود. پس از فناى بدن، نفس باقى مىماند و به حيات جاودانۀ خود ادامه مىدهد. از سوى ديگر، پروردگار بزرگ قادر مطلق است و هيچ مانعى، توانايى او را محدود نمىسازد. با اين دو مقدمه روشن مىشود كه مسئله رجعت از ديدگاه عقل، امرى ممكن است؛ زيرا با اندك تأملى معلوم مىشود كه بازگرداندن اين گروه از انسانها به مراتب از آفرينش نخستين آنان، سهلتر است. بنابراين، پروردگارى كه در وهله اول، آنان را آفريده است، بى ترديد، بربازگرداندن دوباره آنان توانايى دارد. 1گفتنى است مسئله رجعت از ديدگاه شيعه هرگز مستلزم اعتقاد به تناسخ نيست؛ زيرا نظريه تناسخ بر انكار رستاخيز مبتنى است و جهان را در گردش هميشگى مىداند كه هر دورهاى، تكرار دوره پيش از آن است. بر اساس اين نظريه، روح هر انسانى پس از مرگ، بار ديگر به دنيا باز مىگردد و به بدن ديگرى منتقل مىشود. پس اگر روح در زمان گذشته، از نيكوكاران بوده است، در بدنى قرار مىگيرد كه دوران بعد را با خوشى مىگذراند و اگر از بدكاران بوده است، به بدنى منتقل مىشود كه دوران بعد را