124«خان الامين» در پايان نماز، دستور ندادهاند. پس چگونه مىتوان از قول فردى به نام «شعبى»، اين اتهام را به شيعه وارد كرد در حالى كه اساساً او شيعه نبوده است، تا چه رسد به اين كه از علما و رؤساى شيعه باشد. هيچ كس از افرادى كه احوال شعبى را نقل كردهاند، او را شيعى ندانستهاند، بلكه او را پيامرسان عبدالملك بن مروان به پادشاه روم معرفى كردهاند. 1 اين حديث كه مستند ابن تيميّه در وارد آوردن اتهام به تشيع است، به دليل حضور عبدالرحمن بن مالك بن مغول در سلسله آن تضعيف شده است. ابوبكر خلال از علماى اهل سنت مىگويد:
«اتفاق علما بر تضعيف عبدالرحمان بن مالك بن مغول است.» 2ابوعلى صالح بن محمد مىگويد:
«عبدالرحمن بن مالك بن مغول از دروغگوترين مردم است.» 3احمد بن حنبل نيز مىگويد: «ما احاديث او پاره كرديم.» 4 ابوداوود سليمان بن اشعث مىگويد:
«او كسى است كه احاديث جعل مىكند و ابوزكريا جوزجانى، بخارى، ابن حبّان، نسائى و جماعتى ديگر از رجاليين اهل سنّت، او را تضعيف كردهاند.» 5