106بزرگ عربى را داد كه كشورهاى سوريه، عراق و فلسطين را در بر گيرد؛ شگفت آن است كه در همين زمان طى اعلاميۀ مشهور «بالفور» فلسطين را به يهوديان وعده نمود.
اكنون با آن زمينهسازى، وقت آن بود كه انگلستان، دولت رياض و حجاز را به جان هم بيندازد؛ لذا به عبدالعزيز پيشنهاد كرد كه شريفحسين امير مكه را از حجاز بيرون راند، شريفحسين نيز با غرور و نخوتى كه داشت، از حج گزاردن مردم نجد جلوگيرى كرد و بدينسان روابط رياض و حجاز به تيرگى گراييد.
هاشميان حجاز كه بيشتر از صحراهاى خشك عربستان، به وعدۀ بريتانيا در مورد حكومت بر منطقۀ هلال خصيب مىانديشيدند، به آسانى از خطر توسعۀ تدريجى حاكميت آلسعود بر تمام مناطق اين كشور چشم پوشيدند و همين چشمپوشى بود كه به آل سعود امكان داد، بدون درد سر، بيشتر شبه جزيره را تسخير كنند.
عبدالعزيز كه مصمّم به تسخير حجاز شده بود، در سال 1341ه . ق./ 1923م. شورايى از علماى وهّابى در رياض تشكيل داد تا نظر خود را در بارۀ حرمين و حكومت شريفحسين بيان كنند. اين شورا به اتفاق آرا شريفحسين و دولت او را محكوم كردند و فتوا دادند كه عبدالعزيز شايستهترين فرد براى ادارۀ امور حرمين است. رأى اين شورا مقدّمۀ حملۀ وى به حجاز و تصرّف آن را فراهم ساخت.
عبدالعزيز در سال 1342ه . ق./ 1924م. لشكرى بزرگ به حجاز برد و