217است كه نمىتوان رفت. از قرارى كه خدّام مىگفتند، پنج طبقه هم در زير آن است و العهدة علىالراوى؛ ولى آثارى از آنها پديدار نبود. و اين مسجد را به آن جهت اقصى گويند كه از كعبه دور است و پاره گويند كه در وسط عالم واقع است. از جهت قبله، حجاز و يمن و هند بر آن محيط است و از جهت شرق، بغداد و عراق و مملكت عجم بر آن احاطه دارد، و از جهت شمال بلاد شام و روم بر آن محيط است و از جهت غرب بلاد مصريه و مملكت عرب بر آن احاطه دارد. اكنون سنىها جامع قبلى صحن را كه عبدالملك مروان ساخته است به مسجداقصى موسوم كردهاند و صاحب تاريخ «انسالجليل» مىنويسد: وحَقيقةُ الحال انّ الاقصى اسمٌ لجَميع المسجد ممّا دار عليه السّور. 1
بانى مسجد
بعضى روايت كردهاند مسجداقصى از بناى مُحكمه بوده است كه به امر خدا ساختهاند و پارهاى نويسند از بناى اسرافيل بوده؛ و برخى نويسند از بناى آدم بوده و بعضى ديگر از بناهاى سام بن نوح دانستهاند و پارهاى ديگر نوشتهاند بانى آن يعقوب بن اسحق بوده، ولى مشهور اين است كه از جانب ايزد تعالى به حضرت داود امر شد بنا كند، ناتمام ماند، وصيت نمودند، حضرت سليمان به اتمام رسانيدند. و ممكن است جمع مابين همه روايات نموده گفته شود كه هر يك تجديد بناى يكديگر را نموده عمارت مرمّت كردهاند. العلم عندالله. 2
قبۀ صخرۀ شريفه
ارتفاع قبّه از صحن مرتفع پنجاه و يك ذرع است و شكل بقعه مثمن است و محيط آن از اندرون بقعه دويست و بيست و چهار ذرع است و از بيرون دويست و چهل ذرع و به حكم تثمين هشت ضلع دارد، ولى از بيرون به پنجاه و دو طاقنما تقسيم كردهاند. فاصلۀ ديوار از صخرۀ شريفه صد گز است و بام قبّه را با زر اندود كردهاند. در عهد حضرت سليمان زينت آن قبّۀ شريفه از حد افزون بوده است و به انواع جواهر و ذهب و فضّه