186استقبال آمدند. به همۀ آنها اظهار مهربانى نموده، براى اداى فريضه در آنجا پياده شديم.
جناب سعيدپاشا و صرّه امين نيز رسيدند، با آنها به صحبت مشغول شديم. توقف ما در كِسوه به قدر دو ساعت طول كشيد. بعد از آن به تخت نشسته روانه شديم. از كِسوه كه حركت نموديم اراضى فراز و نشيب داشت، ولى بسيار باصفا و وسيع بود و وسعت طرف يمين بيشتر از طرف يسار بود، تا به جايى رسيديم كه سراشيب بود. شهر و باغات اطراف آن نمودار شد. تمام باغات و شهر در خط شمالى در دامنۀ كوه واقع بودند. صحراى باصفايى بود و اغلب باغات، اشجار زيتون و سيب و گلابى و به بودند و در وسط صحرا محوطه نمودار بود كه مىگفتند، قصر يكى از اعيان شهر است. حاجى محمدصادق قونسول دولت ايران با جرجيس افندى مترجم اول، سه كالسكه براى ما آورده بودند. از تخت پياده شده خودمان و اميرزادگان در كالسكه نشستيم. درويس افندى و سليم افندى كه متوليان رينبيه هستند به استقبال آمدند و هر دوى آنها شيعه و از ساعات موسويه بودند. از آن پس مصطفىپاشا آمده كالسكه والىپاشا را براى ما آورده بود. در ثانى به آن كالسكه نشستيم. نزديك باغات كه رسيديم مستقبلين نمودار شدند. آنچه افواج نظام و توپ و توپچى و موزيكانچى در شام بود تماماً با كسبه و اصناف شهرى به استقبال آمده بودند و در دو طرف راه صف كشيده ايستاده بودند. توپخانه و موزيكانچيان تعظيمات نظامى به عمل آورده به همۀ آنها يكانيكان مهربانى كرده گذشتيم و نوزده شليك توپ نمودند و در نزديك دروازه، در پهلوى قدمگاه حضرت رسول صلى الله عليه و آله كه گنبد و بارگاه دارد، خيمهها برپا كرده، حسين فرزىپاشا مشير اردوى پنجم و ابراهيم ادهم پاشاى متصرف و حول پاشاى ميرميران و ستاربيك ميرآلاى و شوكتپاشاى فريق عسكر و عبدالكريمپاشاى فريق و عمربيك آلاىبيك ضبطيه، همگى با البسۀ رسميه به اتفاق كاظمبيك قاضى نايب شام و مترجمهاى قونسولهاى دولتهاى فرانسه و انگليس و نمسه و ايطاليا و اسپانيا و يونان و هولاند با غواصان به استقبال آمده بودند، از كالسكه كه خواستيم پياده شويم، تماماً از چادر بيرون آمده، مشيرپاشا نزديك آمده، مرا پياده كرده، رفتيم در چادر نشستيم و به همه مهربانى نموده، بعد از صرف چاى و قهوه و غليان از خيمه بيرون آمده با مشيرپاشا در يك كالسكه سوار شده روانه شهر شديم. براى اميرزادگان و خواص نيز درشكهها حاضر