172قافله از ميان جبلين گذشته، قدرى بالاتر منزل كردند و وقتى كه به منزل رسيديم غروب بود و اسم اين منزل را بئر معظم مىناميدند. چاه عظيم و بركۀ بزرگى داشت و قلعۀ آن در سمت يسار واقع شده، درب آن رو به مشرق باز مىشد و از بئر معظم تا مسافت دويست قدم، سدى از طرف يمين بسته بودند كه آب از آنجا به بركه جارى شود. آب بركه سبزرنگ و ناصاف بود و به كار شُرب دواب مىآمد. از اين منزل تا بغداد هشت منزل است، ولى به واسطۀ تطاول اعراب، كسى از اين راه عبور نمىكند و اعراب اين راه نيز عربان سليبى هستند كه ارذل طوايف اعراب مىباشد.
پنجشنبه بيست و هفتم طلوع صبح روانه شديم. حركت به جانب مغرب بود. اول جنگل مختصرى ديديم كه خار مغيلان داشت، بعد چند تنگه بهم رسيد كه چندان طولانى نبود؛ پس از آن صحرا وسيع شد. گاهى كوهها نزديك مىشدند و گاهى دور بودند. شش ساعت به غروب مانده، حركت رو به شمال شد. ظهر عواف كردند و بعد از اداى نماز حركت نموده، يك ساعت به منزل مانده، سنگلاخ شد. سنگهاى آن سياه بود. بعد از آن از دامنۀ كوهى گذشتيم. حركت رو به شمال غربى شد. دو ساعت به غروب مانده وارد منزل شديم و اسم اين منزل جنان قاضى بود. گويند در پشت كوه چشمه است. شخصى قاضى در آنجا غرس اشجار كرده است، بدان جهت اسم اين منزل به جنان قاضى موسوم شده است، ولى از آنجا تا محل اردو، مسافت بعيدى است و چون اطراف اردو را كوه احاطه كرده است و كوهها به يكديگر نزديك بودند، هواى اين منزل برودت نداشت و بسيار ملايم بود.
جمعه بيست و هشتم يك ساعت و نيم از دسته گذشته روانه شديم. حركت رو به شمال غربى بود. در نيمۀ راه، جبال اطراف صحرا به يكديگر نزدكى شدند، ولى فضاى ميان جبال وسيع بود و اراضى آن مسطح و در نيمۀ ديگر تنگهاى بود غير مسطح، و حركت رو به شمال شرقى شد و در آخر منزل، اراضى صاف و هموار گشت و دو ساعت به غروب مانده وارد منزل اخضر شديم. قلعهاى در سمت يسار راه، در قب كوه ساخته بود كه در سمت شمال آن بركۀ عظيمى بود كه اطراف آن ديوار كشيده، به چهار بركه قسمت نموده بودند و آب بركه از مجراى درون قلعه به بيرون آمد و آبش شيرين و صاف بود و