145است و مابقى سنگ. عدد ستونهاى مسجد قديم چهل و دو بوده و اكنون پنجاه و چهار است. تقريباً ارتفاع استوانهها شش ذرع است و قطر آنها مختلف، نصفۀ مرمرها سه چارك قطر دارد و سايرين بعضى يك ذرع و نيم برخى يك ذرع و سه چارك و بزرگها سه ذرع. بالجمله مسجد مبارك، به واسطۀ نورانيت وجود مبارك جناب پيغمبر صلى الله عليه و آله چنان روحانيت دارد كه گويا شخص در بهشت برين است و هرگز نمىخواهد از آنجا بيرون برود.
اسطوانههاى مسجدالنبى
بدان كه هفت اسطوانه است كه شرافت مخصوص دارند و هر يك را نامى نهادند و اسم آن را نگاشتهاند كه بدان علامت شناسند. اول اسطوانۀ سرير است كه محل سرير حضرت پيغمبر بوده است. دوم اسطوانۀ محرّس است كه حضرت امير در آن محل محارست حضرت پيغمبر را مىنموده است. سيم اسطوانۀ وفود است كه جناب پيغمبر براى وفود اعراب در آنجا جلوس مىفرمودند و اين سه اسطوانه اتصالى به روضۀ مباركه دارند.
چهارم اسطوانۀ ابىلبابه است كه توبۀ او در آنجا قبول شده است. اسطوانۀ اول از قطار دوم است. پنجم اسطوانۀ عايشه است كه در آنجا مىنشسته. اسطوانۀ دوم از بطار سيم است. ششم اسطوانه مخلقه است، اسطوانه چهارم از قطار اول و در پشت محراب مبارك است. هفت اسطوانۀ حنانه است كه ستون پنجم از قطار ثانى است و بر پلۀ اول منبر مبارك است و اين ستون در جاى شجره بنا شده است كه جناب ختمى مآب به آن تكيه فرمودند و مردم را موعظه مىنمودند و بعد از ساختن منبر، آن شجره به حنين و ناله آمد و جناب ختمى مآب وعدۀ بهشت به او دادند. يك اسطوانه هم در كتب ديده شد كه اسطوانه تهجد ناميدهاند، 1 ولى در مسجد اسطوانهاى به اين علامت ديده نشد. اسطوانۀ محرس را اسطوانۀ حرس نوشتهاند و آن غلط است! 2