103همراه بودند. چون آنها به اغذيۀ عثمانى معتاد بودند، كارخانۀ على حده براى آنها مهيا كردم كه به قانون خودشان براى آنها طبخ كرده بدهند. امشب هوا اعتدالى داشت؛ در اواخر شب قدرى سرد شد، در طلوع فجر وارد به حرّا شديم، مسافت چهار فرسنگ بود و حركت رو به مغرب مىشد. اجزا و اتباع كه شكْدوفْ نديده و سوار شتر نشده بودند، از حركت شكْدوفْ قدرى اظهار انزجار مىنمودند ولى اين زحمت و مشقّت در برابر آن سعادت و زيارت خيلى مطبوع و خوشگوارا است و از براى هر زجرى، اجرى مقرر است وَلَمْ تَكونُوا بٰالِغِيه الاّٰ بِشقّ الأنْفُسِ. 1
دوشنبه بيست و ششم نماز صبح در بَحْرا 2 خوانده شد و تا غروب در آنجا توقف نموديم.
منزل حرّا بيابانى بود اطراف آن كوهسار است؛ آبادى ندارد جز اينكه در دو جا نزديك به يكديگر اطاقها از پوشال و نى ساختهاند. در يك نقطه به شكل قلعه اطاقها را ساختهاند كه مرتب است و در نقطۀ ديگر بدون ترتيب ساختهاند. و در اين اطاقها حُجاج منزل مىكنند و بسيار كثيف است. چادرهاى ما را قدرى دورتر زدند كه از آن ازدحام و جنجال دور باشيم. ميرزا على ترك نيز از جانب محمدخان قونسول در اين منازل همراه ما آمده است و خود محمدخان از جده به مكه خواهد رفت كه در ورود ما حاضر باشد.
امروز در منزل حرّا از آدم شريف مكه، قتل خطايى سر زده چوبى به جمّال زد به صدمۀ همان چوب بعد از نيم ساعت فوت شد. غروب دوشنبه از اين منزل حركت نموديم؛ مسافت راه تقريباً شش فرسنگ بود و حركت رو به سمت مغرب مىشد. سه ساعتروز سهشنبه گذشته وارد بئر مُرّ شديم.
سهشنبه بيست و هفتم در منزل بئر مُرّ تا غروب توقف نموديم. اين منزل اطرافش كوه و شبيه به تنگه است. چاهى، سلطان عبدالحميدخان از براى حجاج حفر نموده و اطراف آن را بالا آورده است. آب آن تلخى دارد، بدان جهت معروف به بئر مُرّ شده است.
خيمۀ ما نزديك به آن چاه بود. نصيرالملك و حجاج شيرازى و برادر حسينقلىخان ايلخانى بختيارى نيز در اين منزل نزديك خيمههاى ما بودند. عصرى براى تفرج از چادر بيرون