51در روز فتح مكه، روزىكه خداوند اسلام و آيين خود را عظمت بخشيد و كافران را سرشكسته كرد، رسول گرامى خدا صلى الله عليه و آله دستور داد تمامى آن بتها را شكستند و درون كعبه و اطراف آن را از هر نوع شرك و بتپرستى پاك و مطهّر كردند.
در كتاب «تاريخ الخميس» در مورد چگونگى از بين بردن بتها و تعداد آنها چنين آمده است: ابن هشام گويد كه: رسول خدا صلى الله عليه و آله در روز فتح مكّه وارد خانۀ كعبه شد. در آن عكسهايى از فرشتگان و غيره و نيز تصويرى از ابراهيم عليه السلام در حالىكه در دستان او چوبدستيهايى (نيزههايى) كه در قرآن از آن به «ازلام» ياد شده ديده مىشد. حضرت فرمود: خداوند آنان را هلاك كند كه اين چنين تشبيهى از بزرگ ما كردهاند. شأن ابراهيم كجا و «ازلام» كجا! سپس اين آيه را تلاوت كرد: «مٰا كٰانَ إِبْرٰاهِيمُ يَهُودِيًّا وَ لاٰ نَصْرٰانِيًّا، وَ لٰكِنْ كٰانَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ مٰا كٰانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ » سپس دستور داد تمامى آن تصاوير نابود شود.
در «مواهب اللّدنيه» آمده است كه در اطراف كعبه 360 بت وجود داشت و حضرت به هر يك از آن بتها كه مىرسيد، اشارهاى مىكرد و مردم آن را نابود مىساختند.
در روايتى از «ابىنعيم» آمده است كه شياطين اين بتها را با سرب و مس تزيين كرده بودند. و در روايتى از «ابن عباس» آمده: پس از نزول آيه در روز فتح، جبرئيل عليه السلام به رسول خدا صلى الله عليه و آله گفت: عصاى خود را به دست گير و تمامى آنها را از جاى خود واژگون كن. حضرت به سوى هر بت مىرفت در حالىكه گاه با عصاى خود فشارى به شكم و يا چشم آن وارد مىكرد، يكى يكى آنها را بر زمين مىافكند. تا اينكه تمامى آنها واژگون شدند. در اين حال تنها بت خزاعه بر روى كعبه باقى مانده بود كه اين بت ظاهراً از شيشه و يا مس زرد ساخته شده بود. حضرت رو به على بن ابىطالب عليه السلام كرد و فرمود: اى على! آن را به وسيلۀ اين چوبدستى بينداز. پس از آن، حضرت خود ايستاد و على بن ابىطالب عليه السلام بر روى شانههايش رفت و سپس به بالاى كعبه صعود كرد و بت را سرنگون ساخت و آن را شكست، در حالىكه بهت و حيرت تمامى مردم مكّه را فرا گرفته بود.
در «رياض النضره» از على بن ابىطالب عليه السلام روايت شده است كه گفت: هنگامى كه به نزديكى كعبه آمديم رسول خدا صلى الله عليه و آله به من فرمود: بنشين، پس در كنار كعبه بر روى زمين