240مىآمد. فينيقيان و يونانيها و آشوريها كبوتر را به عنوان آسمان و ستارگان مقدّس مىشمردند.
گمان دارم كه نزد عرب جاهليت اين احترام از اين راه به بدانان رسيده باشد. به همين علّت مجسمه كبوتر را در درون كعبه در كنار مجسمه «هُبل» قرار داده بودند.
در «سيرۀ ابن هشام» از صفيه دختر شيبه روايت شده است:
هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله پس از فتح مكه، طواف خانه را انجام داد «عثمان بن طلحه» را فراخواند و دستور داد درِ كعبه را بگشايد، هنگامى كه حضرت به درون آن رفتند مجسمهاى از كبوتر چوبى را در آن يافتند پس به دست خويش آنرا شكسته و به دور انداختند.
در صورتى كه از ظرافت و لطافت شكلى اين كبوتر و انس آنان در نوعشان، و زيبايى صورتشان و پاكيزگى لباسشان صرفنظر كنيم، اين پرندگان در خانوادۀ خود نشان دهندۀ محبت حقيقى و رحم و شفقت حسى بودهاند، به طورى كه از آنها درس زندگى مىآموزيم.
برخورد جنس نر با مادۀ اين كبوتران را در زندگى خانوادگى بسيار باتدبير و مجدّانه مىبينيم، به طورى كه هر گاه از مسؤوليت اجتماعى خود فارغ شوند روبه سوى زندگى زناشويى گذارده، سر در گردن يكديگر فرو مىبرند و معاشقه و معانقه مىكنند و هيچگاه از يكديگر جدا نمىشوند. اينان از هم جدا نمىگردند مگر آنكه دوباره با هم جمع شوند.
در لباسى زيبا و راهى عشوهگرانه در زوجى غير از اين نوع هرگز ديده نمىشود.
كبوتران در اين ميان به انسانيّت خدمتى كردهاند كه هيچگاه فراموش نمىشود. آنان از قرن هشتم پيش از مسيح عليه السلام تا نيمههاى قرن نوزدهم مسؤؤليت تلگراف پيكرسانى را در ميان اقوام گوناگون بر عهده داشتهاند. تا اينكه مورس و واتسون در سال 1844 ميلادى تلگراف برقى را اختراع كردند كه بىشك بهرۀ عظيمى از اين كشف به دنياى انسانيّت رو آورد. و مىتوان گفت كه اين يكى از زمينههاى پيشرفت تمدن بشرى بود و آن را به سرعت منتشر ساخت ليكن در اينجا مىگوييم تمامى اين بهرهورىها آيا مىتواند كوششهاى آن كبوتر پيكرسان را در اذهان ما به فراموشى سپارد؟!