215به وسيلۀ ريگ پوشيده شده. طبق تحقيقى كه در اين مورد به عمل آوردم، مسلم شد كه نظر گروه اخير در مورد جايگاه دارالندوه صحيح است. شاهد سخن ما در اين مورد، عبارتند از:
1- عمر بن خطاب و عثمان بن عفان و عبداللّٰه بن زبير، هر يك به هنگام خلافتشان، خانههاى مجاور و متصل به مسجدالحرام را خريدارى كردند و پس از انهدام آنها، فضاى به وجود آمده را براى توسعه مسجد، به مسجدالحرام افزودند.
اگر دارالندوه در محل مقام حنفى قرار داشت، آن را نيز خراب كرده و در زمان عمر يا عثمان به فضاى مسجد مىافزودند و اين به علت نزديكى مقام حنفى به كعبه بوده است.
پس نقل اينكه معتضد باللّٰه، دارالندوه را به محل مسجدالحرام افزوده است، سخنى است نادرست.
2- محمد المهدى عباسى، در سال 164 هجرى قسمتهاى زيادى را به وسعت مسجدالحرام افزود و دستور داد مسجدالحرام به شكل مربع در آيد و كعبه در وسط آن قرار گيرد - همانطور كه اكنون چنين است. - و اگر دارالندوه، در داخل فضاى مربع قرار داشت، تاريخ نگاران، به طور قطع در كتابهايشان از آن ياد مىكردند.
3- كسى كه دارالندوه را به مسجدالحرام افزوده، معتضد باللّٰه عباسى در سال 281 هجرى بوده و عمارت معروف آن، همان فضاى «باب الزياده» است كه باب القطبى نيز جزو آن مىباشد و فضاى موجود كنونى همان دارالندوه بوده است.
معتضد در داخل مسجدالحرام - در فضاى مربع شكل آن، كه از ساختههاى المهدى بوده، - تغييرى نداده است، پس چگونه گفته مىشود محل دارالندوه همان موضع مقام حنفى است كه اين مقام در داخل مسجد و در كنار دايرۀ مطاف قرار دارد؟
4- بديهى است دارالندوه - كه بزرگان قريش براى مشورت در امور مختلف خود در آن مكان جمع مىشدند - كم كم و به مرور زمان، به محل جمعآورى زبالهها تبديل شد.
بنابراين بعيد به نظر مىرسد اين مكان - كه مبدل به محل زبالهها گرديده - در كنار كعبه و در محل مقام حنفى و در كنار كعبه مشرفه بوده باشد.