190به فرزندش «عبداللّٰه بن عباس» و آنگاه به فرزندش «على» رسيد و اين چنين بود تا به ديگران رسيد.
«جلال سيوطى» در رسالهاش، دربارۀ مناقب بنى عباس آورده است: «سقّا خانه پس از «على بن عبداللّٰه بن عباس» به فرزندش محمد سپس به فرزندش عبدالإله سپس به فرزندش «منصور ابى جعفر» سپس به فرزندش مهدى فرزند عبداللّٰه محمد سپس به فرزندش ابى جعفر هارون الرشيد تا اينكه مىگويد به فرزندش الموفق على تا اينكه به يعقوب المقتدر بامرللّٰه سپس به فرزندش عزالدين مستنجد بامراللّٰه رسيد.»
اين افراد هريك داراى نوّابى بودهاند تا اينكه سقايت در خاندان فرزندان «شيخ على بن محمد بن داود بيضاوى» كه هم اكنون معروف به «بيت الريس» يا «خانواده رييس» مىباشند، قرار گرفت. گفتنى است كه هم اكنون سقاخانۀ عباس از ميان برچيده شده و مردم و حاجيان، آب زمزم را به وسيلۀ ظرفهاى سفالى و ديگر ظرفهايى از چاه كشيده و مىآشامند كه از سوى مردم نيكوكار در مسجد قرار داده مىشود.» 1در «سالنامه حجازيه» آمده است: «در سال 1259 هجرى از سوى خليفه «سلطان عبدالمجيد عثمانى» فرمانى صادر شد كه در آن دستور داده شده بود كتابخانهاى را در مسجدالحرام براى استفاده علما و پژوهندگان علوم دينى قرار دهند كه بدينوسيله افراد ياد شده، بتوانند از آن استفاده نمايند.
بدين منظور كتابهاى فراوانى را از «دار السلطنه» فرستادند و آنها را در زير گنبدى، كه در مسجدالحرام بود و بدان سقاخانۀ عباسى گفته مىشد، قرار دادند. سپس بر اين كتابخانه ناظرى گماردند كه اين شخص به وسيلۀ دستيارانى، به كارهاى آن رسيدگى مىكرد. و نيز براى هر يك از آنان حقوق كافى و اجارۀ مسكن نيز تعيين گرديد. قرآنها و كتابهاى موقوفه در دوران «شيخ تابت بن اسماعيل زمزمى» در زير گنبد سقاخانه به سال 887 هجرى قرار داشته است. حضراوى در «تاج تواريخ البشر» اين عبارت را آورده است: «ابو الفتح احمد بن ابى الفتح زمزمى» در ابتداى ديوان خود اين عبارت را نقل كرده است كه: