83ناصر خسرو در اين باره مىگويد:
اى كسى كه حج كردى و سر و روى خود را به آب زمزم شستى و سابقۀ چهل سال كم فروشى و گران فروشيت را از بين بردى، حال كه از گناهان پاك شدى دنيا بىارزش است و به مال نادرست فكر مكن و هرگز شيرينى مكه را با زهر ثروت حرام در هم مياميز.
اى شسته سر و روى به آب زمزم
همانگونه كه گفته شد رفتن به حج بايد آگاهانه و عاشقانه صورت پذيرد تا سختيهاى بين راه و اعمال حج براى او قابل تحمّل باشد والّا ممكن است اين مشكلات وى را از پاى درآورد و توفيق ادامۀ اعمال از او سلب شود. «جامى» در «هفت اورنگ» به ذكر داستانى مىپردازد كه واعظى از صفات و فضيلت حج سخن مىگفت و غورى را آنى تحت تأثير قرار داد.
قصّۀ غورى و حج رفتن او
به تمناى سير و نيت گشت