80از محتواى حج بىبهره و از آداب و صفات الهى حج به دور است.
طفلك نوزاده را حاجى لقب
مولوى
به راه حج شتابى و مال صرف كنى
خيام
دستۀ ديگرى نيز هستند كه نه تنها از اسرار و معارف حج بىخبرند و ناآگاهانه و بدون معرفت و شناخت به حج مىروند، بلكه حج را وسيله و بهانهاى براى فريب و دزدى و آزار مردم قرار داده و از اخلاق انسانى و الهى به دورند.
اعرابيم كه بر پى احراميان روم
حج از پى ربودن كالا برآورم
خاقانى
هزار بار پياده طواف كعبه كنى
مولوى
«سعدى» در «گلستان» به ذكر داستانى از اين حاجيان پرداخته مىگويد:
سالى نزاعى در پيادگان حجيج افتاده بود و داعى در آن سفر هم پياده. انصاف در سر و روى هم فتاديم و داد فسوق و جدال بداديم كجاوه نشينى را شنيدم كه با عديل خود مىگفت: يا للعجب پيادۀ عاج چون عرصۀ شطرنج به سر مىبرد فرزين مىشود - يعنى به از آن مىگردد كه بود - و پيادگان حاج (در) باديه به سر بردند و بتر شدند.
از من بگوى حاجى مردم گزاى را
حاجيى كه ظاهر و باطنش يكى نباشد او همچون ديوانهاى است كه به كنار كعبه رود و چيزى از حج نداند و بيهوده و بىهدف سر بر كعبه زند، چنانكه عطار نيشابورى