72
گه به پيش كعبه بارت مىدهند
عطار نيشابورى
جامى متوفى (898) در آخر مقالۀ هفتم از كتاب «تحفة الابرار» كه دربارۀ حج سروده پس از آنكه اعمال و مناسك و اسرار حج را بيان مىنمايد مىگويد:
شكر خدا گوى كه توفيق داد
جامى سپس داستان « على بن موفق» و مناجات او را با پروردگار ذكر مىكند كه:
وقتى به در خانۀ كعبه رسيد سر خود را بر سنگ كوبيد و گفت: خدايا! نظر رحمت خود را به سوى من افكن. من اين راه حج و عمره را فقط براى تو پيمودم و سر انجام نمىدانم حال من چگونه است، نه دلى سامان يافته و نه وقتى خوش و نه حاصلى به كف دارم.
على بن موفق شب در عالم خواب نداى پروردگار را شنيد كه اگر من تو را نخواسته بودم چگونه تو را به اين سرزمين راه مىدادم و اگر به سوى كسى تمايل پيدا نكنم چگونه او را به سوى خودم راهنمايى مىكنم پس اين را بدان كه من تو را خواستم كه شوق و عشق خود را در دل تو انداختم و تو را به سوى خانۀ خود راه دادم و به در خانۀ ديگران نفرستادم.
حكايت على بن موفق و مناجات او به حضرت حق
پور موفق كه به توفيق حق