57
يا رب اين كعبۀ مقصود تماشا گه كيست
كه مغيلانطريقش گل و نسرين من است 1
حافظ
جمال كعبهمگر عذر رهروان خواهد
كه حال زنده دلان سوخت در بيابانش 2
حافظ
گر حريمكعبهخواهى و آن جمال بىنقاب
لاله و گل دان همه خار بيابان حرم 3
حافظ
اى قاسم اگر كعبۀمقصود مراد است
در راه حرير است همه خار مغيلان 4
قاسم انوار
همان گونه كه بيان شد در روزگاران پيشين پيمودن باديه بانبود امكانات و وسايل رفاهى به گونهاى سخت و دشوار بوده كه سنايى آن را «باديۀ خونين»، «بوته» و «ميدان مردان» لقب داده و ناصر خسرو از آن به محنت و خاقانى به زخم و رنج تعبير كرده و خواجوى كرمانى گفته براى پيمودن آن بايد خون را حلال شمرد و مولوى احتمال مردن در آن بيابان را داده و جامى گفته باديه بيابانى است پر از كوه آتش و براى پيمودن آن بايد از خود قطع اميد كرد. در اين ميان اگر سالى به حسب اتفاق هواى هاويه گون و جهنمى آن بارانى و بهارى بوده و از ميان خارهاى «ديده دوز» و «جامه در» باديه گل روييده، آن سال را از سالهاى استثنايى و خارق العاده و از معجزات آشكار شمردهاند. مانند معجزهاى كه آتشسوزان را بر حضرت ابراهيم چون مرغزار نمود.
سيد حسن غزنوى شاعر قرن ششم مىگويد:
من به راه مكه آن ديدم ز فخر روزگار