129
كرد خواهم تا كه باشد سيم و سنگ اندر جهان
چون به سنگ كعبه حاجى من بدين سيم افتخار 1
سيفى نيشابورى
از بهر آنكه هست به حلم تو نسبتش
شد قبلۀ جهان حجر الاسود از عرب 2
قوامى رازى
بر كعبه حجر سواد عين است
روشن شده زو فضاى عالم 3
جمال الدين اصفهانى
يكى آستانه همى بوسدش به رسم حجر
يكى بهچهرههمى سايدش به شرط مقام 4
ظهير فارابى
زمزم نماى بود به مدحش زبان من
تا كرده بودم از حجر الاسود استلام
خاقانى
خال سياه او حجر الاسود است از آنك
خاقانى
مصطفى كعبه است و مهر كتف او سنگ سياه
هر كس از بهر كف او زمزم افشان آمده
خاقانى
اوليتر آنكه چون حجر الاسود از پلاس
خود را لباس عنبر سارا بر آورم 6
خاقانى