94گفت: «يا رَبّ مَتَى اصِلُ إلَيْكَ؟»؛ «بار خدايا! تا كى در آتش هجران تو بسوزم؟ كى مرا شربت وصال دهى؟» به سرش ندا آمد كه: بايزيد! هنوز تويىِ تو همراه تو است؛ اگر خواهى كه به ما رسى «دَعْ نَفْسَكَ وَتَعَال» خود را بر در بگذار و درآى. 1
اى حاجى عزيز! حتى راز تراشيدن مو، آن است كه در مقام قربانى، به عنوان سرآغاز نزديك شدن به خدا نبايد تار مويى از تعلقات ظاهرى و باطنى در تو باقى باشد. چه زيبا فرمود امام صادق(ع)
وَ اذْبَح حَنجرةَ الْهَوى وَ الطَّمَعِ عِندَ الذَّبيحَةِ... و احْلِقْ الْعيُوبَ الظّاهِرةَ وَ الْباطِنَةَ بِحَلْقِ شَعْرِك. 2
به هنگام قربانى، حنجرۀ هوس و طمع را قطع كن و با زدودن مو، عيوب ظاهرى و باطنى را از خود دور نما.
پس اى حاجى! ارزش فرصت حضور در منا را بدان، و ريشه تعلقات ظاهرى و باطنى را براى هميشه قطع كن. با خداى مهربان عهد نما كه پيوسته با او و براى او هستى و كمال انقطاع را با ترك هواهاى نفسانى و اميال شيطانى لمس كن. با اين كار شيرينى حضور و لذّت وصول را بچش، تا براى ابد از لغزشها و آوارگىها در امان باشى.
باز در آن كوش كه قربان كنى
هر چه كنى كوش كه با جان كنى
هر كه نشد كشتۀ شمشير دوست
لاشۀ مردار به از جان اوست