140البته صبر بر اطاعت نشانه كمال ايمان و حقشناسى نعمتهاى پروردگار است. يعنى اگر مصيبتى بر انسان مؤمن وارد شد در برابر نعمتهاى بىكران الهى آن را ناچيز مىشمارد و بر شكرگزارى خود مىافزايد.
لقمان، غلام خواجهاى بود كه بسيار به او علاقه داشت. هر وقت خربزهاى براى خواجه مىآوردند آن را در اندازههاى يكسان قاچ مىكرد و يكى يكى آن را به لقمان مىداد تا بخورد. تنها يك قاچ باقىمانده را خود ميل مىكرد. روزى براى خواجه خربزه آوردند. طبق روال آن را بريده بريده به لقمان داد. وقتى قسمت آخر را به دندان خود گرفت احساس كرد بسيار تلخ است. رو به لقمان كرد و گفت: چرا نگفتى خربزه تلخ است؟ لقمان جواب داد: دور از ادب بود كه اين همه خربزههاى شيرين از دست شما خوردم و حال براى يك مورد كه تلخ بود، اظهار تلخى كنم.
شرمم آمد تا يكى تلخ از كفت
حجگزاران عزيز بايد در صبر سرآمد ديگران باشند و در برابر سختىهاى روزگار همگان را به شكر نعمتهاى الهى فرا بخوانند. البته سختىهايى كه ريشۀ طبيعى دارند، نه دشوارىهاى ساختگى كه موجب بىعدالتى در جامعه مىشود.