132هستيد». پس بار خود را به خانه حضرت فرود آورد و تا وقتى كه در مدينه بود مهمان امام مجتبى(ع) بود و از محبان و عاشقان اهل بيت گرديد». 1پاسخ بدى را با خوبى دادن بايد به عنوان يك اصل تربيتى مورد توجه ما باشد. به خصوص كسانى كه مدعى اخلاق دينى هستند، بايد اين ركن اساسى را در همۀ بخشهاى زندگى مورد توجه قرار دهند زيرا كه آثار اخلاقى فراوانى در پى دارد. مولاى متقيان على(ع) در اين باره فرمود:
فَإِنَّ الْعَفْوَ مَعَ الْعَدْلِ أَشَدُّ مِنَ الضَّرْبِ لِمَنْ كَانَ لَهُ عَقْلٌ. 2
گذشت همراه با عدالت بهتر از برخورد مستقيم با (بىادب) است؛ براى كسى كه صاحب عقل و خرد باشد.
روزى شيخ جعفر كاشفالغطاء كه از علماى بزرگ بود، مبلغى پول بين فقراى اصفهان تقسيم كرد. پس از تمام شدن پول براى خواندن نماز جماعت به مسجد رفت. در بين دو نماز كه مشغول خواندن تعقيبات بود سيد فقيرى آمد، مقابل شيخ ايستاد و با بىادبى گفت: «اى شيخ مال جدّم (خمس و سهم امام) را به من بده».
شيخ فرمود: «قدرى دير آمدى، متأسفانه چيزى باقى نمانده است». سيد فقير با كمال جسارت آب دهان خود را به محاسن شيخ انداخت. شيخ جعفر نه تنها هيچ عكسالعمل خشونتآميزى از خود نشان نداد بلكه برخاست و در حالى كه دامن خود را گرفته بود، ميان صفوف نمازگزاران گردش كرد و گفت: «هركس ريش شيخ را دوست دارد به