103رسول اكرم(ص) احكام پروردگارش را در آن تشريح كرد و سنتهاى خويش را برقرار فرمود . در آن با دشمنان خدا به نبرد پرداخت و دين خدا را در آن آشكار ساخت، تا آن گاه كه خداوند روح مقدسش را قبض فرمود و تربت او را در اين شهر قرار داد.
سپس جاى قدمهاى پيامبر(ص) را كه در آن رفت و آمد مىكرده است، در نفس خويش تصور كن؛ زيرا بر هيچ جاى پايى از زمين مدينه گام نمىنهى، مگر اينكه آن، جاى پاى مقدّس حضرت رسول(ص) است.
بنابراين در زمين آنجا جز با آرامش و اميد قدم مگذار و به ياد آور كه پيامبر(ص) در كوچههاى اين شهر رفت و آمد مىكرد، و خشوع و وقار او را در راه رفتن به خاطر آور و آنچه را خداوند از كمال معرفت خود، در دل وى به وديعت نهاده و آوازهاش را بلند گردانيده و نام او را قرين نام خويش كرده و اعمال كسى را كه هتك حرمت آن حضرت نمود (هر چند به بلند كردن صداى خود بر صداى او باشد) بىثمر شمرده، از نظر بگذران.
سپس نعمتى را كه خداوند به كسانى ارزانى داشت كه به مصاحبت او مشرّف و به مشاهده و استماع گفتار او نايل شدند، به ياد آور و از اينكه به همنشينى با او و اصحابش توفيق نيافتهاى، بسيار اندوهگين باش و بيانديش كه تو در دنيا از ديدن او محروم بودهاى و از ديدن او در آخرت، در اثر شك و ترديد محروم نمانى، و يا اعمال بد تو، ميان او و تو حائل گردد. چنانكه فرموده است: گروههايى نزد من آورده مىشوند كه مىگويند: يا