68اى اوج آرزوهاى من. 1
اى فريادرس من. 2
اى محبوب دل من. 3
اى خداى من. 4
خداى خوبم
چگونه تصور كنم بنده نافرمانت را كه اقرار به زشتىاش دارد به جرم مخالفتش به زندان جهنم اندازى؟ 5
به جرم گناهش طعم عذابت را به او بچشانى؟ 6
در طبقات دوزخ حبسش كنى؟ 7
به درگاهت ضجه مىزند. 8
ضجه كسى كه رحمتت را آرزو مىكند. 9
و در لهيب دوزخت به زبان موحدين ندايت مىكند. 10
معتقد به ربوبيتت به تو توسل مىجويد. 11
دستش را به سويت دراز كرده.
چون غريقى دامن مهرت را گرفته.
خداى عزيز
چگونه در جهنمت لحظه لحظه بسوزم در حالى كه چشم اميدم به حلم توست؟ 12
چگونه در جهنمى كه مرگى نيست و عذاب دايمى است من بسوزم در حالى كه چشم التماسم به فضل و رحمت توست؟ 13
چگونه در ميان شعلهها بال بال زنم در حالى كه تو با مهر و رأفتت صداى نالهام را بشنوى و جايم را ببينى؟ 14