35چشمم جارو كنم، شكر يك نعمتت را بجا نياوردهام.
شكر يك لطفت را عاجزم.
قاصرم.
من در خانهات را مىكوبم.
من از اين خانه كرم مىجويم.
من به صاحب خانه عشق مىورزم.
من از اينجا نمىروم.
عزيزم اگر جوابم ندهى كجا روم؟
كى در به رويم مىگشايد؟
كى روى گشاده نشانم مىدهد؟
كى عذرم را مىپذيرد؟
خداى رؤوف
دنيا را براى انسان آفريدى، ولى انسان را براى دنيا نيافريدى.
تو فرمودى: خَلَقَ لَكُمْ مٰا فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً .
دنيا را معبر آفريدى تا بگذريم.
دنيا را مزرعه آفريدى تا كشت آن را برداريم.
«اَلدُّنيا مَزرَعَةُ الآخِرَه»
دنيا را خانۀ اجارهاى آفريدى.
دنيا را ظرف و پوستهاى براى سرمايهگذارى آن سراى خلق كردى.
ما را مسافر ابديت آفريدى.
در طول ابديت خود ما را جاودانۀ آخرت قرار دادى.
تو فرمودى در دنيا باش ولى چشمت به آخرت.
تو فرمودى وَ لاٰ تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيٰا .