124من آنم كه اعتراف مىكنم هر چه دارم از توست.
عالمم كردى بعد از آنهمه جهالتها. 1
هدايتم كردى پس از آنهمه گمراهىها. 2
بالايم آوردى پس از آنهمه پستىها. 3
امنيت و آسايشم دادى بعد از تشويش و ترسها. 4
سير و سيرابم كردى بعد از آنهمه گرسنگىها. 5
بىنيازم كردى بعد از آنهمه فقر و ندارىها. 6
قوى و سرآمدم كردى بعد از آنهمه ضعفها. 7
عزيز و محترمم كردى بعد از آنهمه خوارىها. 8
شفا و بهبوديم دادى بعد از آنهمه بيمارىها. 9
بر عيوبم پردهپوشى كردى بعد از آنهمه زشتىها. 10
حاضر به اغماض و صرفنظر شدى بعد از آنهمه خطاها. 11
وسعتم دادى بعد از آنهمه ناچيزى. 12
يارى و كمكم كردى بعد از آنهمه ضعفها. 13
مأواى و پناهم دادى بعد از آنهمه آوارگىها. 14
خداى عزيز
تو سرمايه عمر منى.
امشب آمدهام با اقرار به گناهم و اعتراف به الطاف بيكرانت،
تا مهر و محبتت را به خود جلب كنم.
بندگيم را اعلام كنم.
بزرگيت را بستايم.
امشب از تو مىخواهم بستهها به رويم بگشايى.