114اگر رهايم كنى، هيچ ندارم.
آقاى من اگر آنروز مرا نبخشى، دامن كى را بگيرم؟
اگر در هنگامه قبر دستگيرم نباشى، پيش كى گريه و زارى و بىتابى كنم؟
اگر سختىهاى قبر را بر من آسان نكنى به كى پناه برم؟ 1
كى به من رحم مىكند؟ 2
كى را دارم؟
اگر ترحم و فضلت شامل حالم نشود، بخشش كى را آرزو كنم؟ 3
آنروز كه با مرگ مواجه شدم و گريبانم را سخت بگيرد، از گناهم به كجا فرار كنم؟ 4
عمرى به اين و آن پناه بردهام ولى روز مرگ مفرى ندارم.
خداى عزيز، رب ودود
چون اميدم به توست، عذابم نكن. 5
كثرت گناهم همه اميدهايم را قطع كرده جز عفو تو را. 6
خدايا چيزى مىخواهم كه شايستهاش نيستم ولى تو شايسته و اهل آن هستى. 7
عفو تو را مىطلبم گرچه اهلش نيستم ولى تو اهل مغفرت و گذشتى. 8
خدايا در دل شب رويت از من بر مگردان. 9
خواهشهايم را زمين مگذار.
دعايم را بىپاسخ رها مكن.