209خدا خواست تا بر ضعف او رحمت آورده، دعاى او را مستجاب كند و غم او را از بين ببرد و اگر قرار است ابراهيم فرزندش را قربانى كند، كمك كند تا اين كار زودتر انجام گيرد.
فَلَمّٰا أَسْلَمٰا وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ* وَ نٰادَيْنٰاهُ أَنْ يٰا إِبْرٰاهِيمُ* قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيٰا إِنّٰا كَذٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ* إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ الْبَلاٰءُ الْمُبِينُ* وَ فَدَيْنٰاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ (صافات: 103-107)
هنگامى كه هر دو تسليم شدند و ابراهيم جبين او را بر خاك نهاد. او را ندا داديم كه: اى ابراهيم! آن رؤيا را تحقق بخشيدى [و به مأموريت خود عمل كردى] ما اينگونه نيكوكاران را جزا مىدهيم. اين مسلماً همان امتحان آشكار است. ما ذبح عظيمى را فداى او كرديم.
و اينگونه او را به نجات فرزندش بشارت و به او جزاى خير داد. جزاى ابراهيم(ع)، گوسفندى بود كه براى قربانى به او داده شد. بر همين مبنا، مسلمانان همه ساله در ايام حج و روز عيد قربان، به ياد اسماعيل و ابراهيم گوسفند قربانى مىكنند.
ابراهيم با خوشحالى به سوى هاجر بازگشت و او را بشارت داد كه خداوند دوباره اسماعيل را به آنها داده است و خود نيز، فديه زنده بودن او را پرداخت. هاجر كه به رحمت خداوند بسيار اميدوار بود، خدا را شكر كرد و فرزندش اسماعيل را در آغوش گرفت.
پس از اين جريان، طولى نكشيد كه هاجر وفات يافت و در محل