138در طور سينا را آورد و او به پيامبرى برگزيده شد. براى آشنايى با اين مرحله از زندگى حضرت موسى(ع)، داستان حضور ايشان در مدين و در بين خاندان شعيب را مرور مىكنيم. 1
داستان موسى و صفورا
هنگامى كه موسى(ع) به جوانى رسيد و برومند شد، خداوند به او دانش و حكمت ارزانى داشت. تمام توجه مستضعفان، به موسى(ع) بود، تا آنها را از ظلم و ستم نجات دهد. او نفسى كريم داشت كه از عزت خداوندى سيراب مىشد و به نور حق، منوّر بود. موسى(ع) با خود عهد كرده بود كه همواره ياور مظلومان باشد.
روزى فرعون، سوار بر مركبش از كاخ بيرون رفت، در حالى كه موسى(ع) همراه او نبود. وقتى موسى به كاخ آمد و پرسيد: فرعون كجاست؟ گفتند كه سوار بر مركب بيرون رفت. موسى در پى او روان شد، تا اينكه به سرزمينى به نام «منف» رسيد. روز، ديگر به نيمه رسيده بود و بازارها بسته شده بودند. موسى(ع) ديد كه دو مرد يكى از بنىاسرائيل و ديگرى از قبطيان با هم جنگ مىكنند، مرد بنىاسرائيلى از موسى كمك خواست، موسى جلو رفت و ضربهاى به آن مرد قبطى زد، مرد در جا از شدت ضربه درگذشت. موسى(ع) سر