132رسول خدا(ص) صبح زود، به درِ خانه زينب رفت و با صداى بلند خطاب به او گفت: «اى ابىالعاص! من مىدانم كه تو به اين خانه پناه گرفتهاى. آيا شنيدى چه گفتم؟»
اهل خانه گفتند: «بله! به جانمان سوگند، چيزى پيش ما نيست كه تو از آن اطلاع نداشته باشى. ما پناه داديم به كسى كه پناه مىخواست».
رسول خدا(ص) به خانهاش بازگشت و زينب به حضور ايشان رفت و گفت: «آيا نمىخواهى آنچه را كه از ابىالعاص گرفتهاى، به او پس دهى؟» پيامبر(ص) فرمود: «مادامى كه او مشرك است، بر او حرامى».
ابىالعاص به مكه بازگشت و امانات مردم را پس داد و مسلمان شد و در محرم سال هفتم هجرى به سوى رسول خدا(ص) رفت. پيامبر(ص) دوباره زينب را به ازدواج او درآورد.
پس از نازل شدن آيۀ وَ لاٰ تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوٰافِرِ كه خداوند در آن، ازدواج و عقد دايم با زنان مشرك مكه را حرام كرد، عمر بن خطاب از دو همسر مشرك خود در مكه جدا شد. يكى از آنها «قريبه» دختر «ابى امية بن مغيره» بود كه پس از جدايى از عمر، با «معاوية بن ابىسفيان» ازدواج كرد و ديگرى «امكلثوم» دختر «عمرو بن جرول خزاعى» بود.
«طلحة بن عبيدالله» نيز، از زن مشركش، «اروى» دختر «ربيعة بن حارث بن عبدالمطلب» جدا شد.