47است: «اگر عمر سبقت نمىجست و متعه را تحريم نمىكرد، احدى جز افرادى كه سرشتشان منحرف است، زنا نمىكرد».
ثانياً معناى عبارت بالا اين است: «هرگاه بدانم شخص زندارى متعه كرده است، او را سنگسار مىكنم» (نه اينكه كلمه محصن به معناى نا اهل ترجمه شود): به هر حال مقصود روايت اين است كه افراد زندار، حق ندارند نكاح منقطع كنند و اگر مقصود اين بود كه هيچ كس حق ندارد متعه بگيرد، قيد «و هو محصن» لغو بود.
پس اين روايت اگر اصلى داشته باشد، آن نظر را تأييد مىكند كه مىگويد: «قانون متعه براى مردمان نيازمند به زن؛ يعنى، افراد مجرّد يا افرادى كه همسرانشان نزدشان نيستند، تشريع شده است». پس روايت دليل بر جواز ازدواج موقت است، نه دليل بر حرمت آن. 1
. نسخ حكم ازدواج موقّت
يكى از ادعاهاى عجيب مخالفان نكاح منقطع، نسخ حكم شرعى اين نوع ازدواج است؛ آن هم بعد از استدلالهايى كه بر حرمت و عدم مشروعيت آن اقامه