391
ب. مصارف قربانى
.در بخش ديگر آيه مىفرمايد: «فَإِذٰا وَجَبَتْ جُنُوبُهٰا فَكُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْقٰانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ» . وجب به معناى ثبت است، و چون شتر بعد از نحر و بىجان شدن به پهلو بر زمين مىافتد، تعبير به وجوب و جنوب نموده است. 1 از اين روى اين تعبير كنايه از جان دادن حيوان بر اثر نحر است، كه مجوز مصرف آن مىباشد.
در خصوص فقير مصرف كننده گوشت قربانى و ذبيحه سه تعبير به چشم مىخورد: يكى بايس، كه منظور از آن فقيرى است كه فقر شديد دارد. 2 دوم قانع، كه منظور از آن فقيرى است كه به اندك اعطايى قناعت مىكند و يا فقيرى است كه با وجود نياز درخواست نمىكند. سوم معترّ، و آن فقيرى است كه با اصرار درخواست كمك مىكند. 3در روايات نيز همين معنا بيان شده است، چنانكه امام صادق در روايتى مىفرمايد: « القانع الذى يقنع بما أعطيته ، و المعترّ الّذى يعترّ يك ، و السائل يسألك فى يديه و البائس الفقير ». 4در پايان آيه مىفرمايد: «كَذٰلِكَ سَخَّرْنٰاهٰا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» . اين جمله بيانگر اين است كه نحوه كشتن شتر به عنايت الهى مىباشد، چرا كه حيوانات ديگر به راحتى قابل ذبحند اما شتر به دليل جسم بودن شيوه مخصوصى براى كشتن آن تشريع شده است. و همين عنايت بايد زمينه ساز شكر الهى گردد.