383مىتوان گفت كه ديدگاه دوم به واقع نزديكتر است. واسم مكان نيز نمىتواند باشد، زيرا با تعبير «مَنْسَكاً هُمْ نٰاسِكُوهُ» سازگارى ندارد.
ج. تسليم ثمره معرفت
در ادامه آيه مىفرمايد: «فَإِلٰهُكُمْ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ» . اين جمله تفريع بر جعل منسك و بردن نام خدا بر آن براى همگان است، بدين معنا كه اين خدا واحد است كه براى امتها منسكهاى مختلف قرار داد، پس رعايت توحيد را بكنيد، در واقع تفريع سبب بر مسبّب است. 1 و يا اينكه چون همه ارباب اديان و مناسك تنها نام خدا مىبرند، پس معلوم مىشود كه خدا واحد است شما نيز بر ذبيحههاى خود تنها نام خدا را بريد. 2و جمله «فَلَهُ أَسْلِمُوا» ، نيز فرع بر توحيد الهى است، يعنى حال كه خداوند واحد پس تسليم او باشيد، و همه عبادتها را مخلصاً براى او انجام دهيد، و در واقع تفريع مسبّب بر سبب است.
د. معرفى مخبتين
در انتهاى آيه فرمود: «بَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ» . در اينجا ضمن التفاتى كه صورت گرفته و از خطاب جمعى به خطاب فردى - پيامبر- بدل شده است، در حقيقت مشعر به اين است كه هر كس در عبادت و حجّش تسليم و مخلص خدا باشد، جزء مخبتين است.