348اين دو روايت رخداد تاريخى زمان ابراهيم را بيان مىكند، و به جاى خود قابل قبول است و روايت اول رخداد زمان پيامبر را بازگو مىكند و وظيفهاى كه آن حضرت بر عهده دارد تبيين مىنمايد، و لذا به دنبال آن اعلام مىشود كه مردم به همراه وى به حجّ بيايند.
به لحاظ درايى روايت دوم مضمره است، گرچه صاحب وسائل مىنويسد مصدر روايت امام صادق است، ليكن از نظر درايى و روايى رجحان با روايت اول است، گرچه مىتوان بين اين دو به نحوى جمع نمود و گفت: روايت اول ضمن يادآورى رخداد زمان ابراهيم براى پيامبر آن حضرت را مكلف مىكند تا بر اساس سنت ابراهيمى به مردم اعلام حجّ نمايد.
دو نكته
در اينجا دو نكته حايز اهميت وجود دارد كه در تفسير آيه نقش دارد:
نكته اول: اينكه مضمون روايت اول با ترتيب نزول سوره نيز سازگار است، چرا كه سوره حجّ يكصد و چهارمين سوره قرآن است كه پس از سورههاى بقره و آلعمران كه متضمن تشريع اصل حج مىباشد نازل شده است.
نكته دوم: اينكه جريان رؤياى پيامبر مبنى بر دخول به مسجد الحرام كه قبل از جريان حديبيه واقع شده، و نيز آيات مربوط به صلح حديبيه و نزول آيه: «لَقَدْ صَدَقَ اللّٰهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيٰا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرٰامَ إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُسَكُمْ وَ مُقَصِّرِينَ لاٰ تَخٰافُونَ فَعَلِمَ مٰا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذٰلِكَ فَتْحاً قَرِيباً (فتح: 27)»، كه منجر به دخول حرم در سال بعد، يعنى سال عمر القضاء گرديد، تماماً پيش از نزول آيات سوره حجّ مىباشد، چرا كه بر اساس اين روايت پس از نزول: «وَ أَذِّنْ فِي النّٰاسِ بِالْحَجِّ» پيامبر به همراه مردم به حجّ رفتند و اعمال آن را به جاى آوردند، و آن حجة الوداع بود.