342
*آيه نوزدهم
«وَ أَذِّنْ فِي النّٰاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجٰالاً وَ عَلىٰ كُلِّ ضٰامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ * لِيَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِي أَيّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلىٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعٰامِ فَكُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْبٰائِسَ الْفَقِيرَ* ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ (حجّ: 27- 29)».
شرح واژگان
أ. اذن: اين واژه به معناى علم است، و مشتقات آن چون اذان، ايذان، استيذان نيز به همين معناست با تفاوت هر باب. 1 و از همين مقوله است كه مىفرمايد: «ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسٰارِقُونَ (يوسف: 70)»، كه به گفته علامه طباطبايى از آن به ندا تعبير مىشود. و نيز از همين باب است كه مىفرمايد: «وَ أَذٰانٌ مِنَ اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ (برائت: 2)». و اگر اذن به معناى رايج اجازه به كار مىرود، نيز به همين معنا علم است با قيد رضايت و موافقت.
ب. ضامر: واژه ضَامر از ريشه ضُمور به معناى ضعيف، لاغر و كمگوشت است. و از همين باب است تضمير به معناى اين كه اسبى را ابتدا پروارى مىكنند تا چاق شود، سپس با پرورش دادن و قُوت مخصوص آن را به وضع مخصوص مىرسانند. 2 برخى از ارباب لغت عقيده دارند كه به حيوانى ضامر گفته